فضای آموزش دینی و مسأله‌ معماری
مهندس حسین شیخ زین‌الدین

فضای آموزش دینی و مسأله‌ معماری

مدیرعامل شرکت مهندسان مشاور باوند

 

ساختمان‌های آموزشی یعنی بناهایی که کار تعلیم و تعلم و تحقیقات علمی در آنها انجام می‌شد، در تاریخ تمدن اهمیت ویژه‌ای داشته‌اند. از آن‌جا که در گذشته‌های دور پاسخ به نیازها و سؤالات اساسی و معنوی جوامع به طور طبیعی به روحانی‌ها و فیلسوف‌ها واگذار می‌شد، همواره پیوندی محکم میان دین، فلسفه، هنر و سایر جلوه‌های معنوی روح انسان وجود داشت. بنابراین طبیعی است اگر ساختمان‌هایی برای نیایش و پرستش ساخته می‌شد، ساختمان‌هایی هم برای مباحثه، تبادل نظر، تحقیق و آموزش به صورت مکمل در کنار آنها بنا می‌شد.

تاریخ معماری مؤید این نظر است که ساختمان معبدها علاوه بر محل پرستش، محل وعظ و خطابه و انتقال مفاهیم معنوی به جویندگان حقیقت و سؤال‌کنندگان بوده است و هر چه جامعه‌ها بیشتر ترقی کرده‌اند، تقسیم کار و تخصص و مهارت ضروری‌تر شده است. به این ترتیب طبقه معلمان و شاگردان به وجود آمدند و علاوه بر فضاهای قدسی، فضاهای آموزشی نیز پا به عرصه وجود گذاشتند. مثال‌های تاریخی فراوان است: کلیسا و صومعه مسیحی‌ها و مسجد و مدرسه اسلامی.

بناهای مکمل کلیساها در غرب، هسته اولیه بناهای آموزشی امروزی دانشگاه‌ها هستند؛ اما در نظرگاه و روش تفاوت‌هایی دارند. مسیحیت به رهبانیت و انقطاع و جداشدن افراطی از مسائل دنیوی معتقد است؛ بنابراین نوعی انزوا از جامعه را توصیه می‌کند. به همین مناسبت است که صومعه‌ واحدی تا حد امکان مستقل و منزوی است؛ اما انسان نیازهایی دارد که بدون آنها زندگی برایش مقدور نیست. جمع این تضادها سبب شد صومعه‌ اکثر نیازهایش را خودش برآورده کند. اشتغال به کشاورزی و دامپروری و صنایع کوچک در کنار آموزش و پرستش، از کارهای روزمره راهب‌ها و راهبه‌ها بود. بنابر‌این ساختمان صومعه‌ علاوه بر کتابخانه و تالار و غذاخوری وکلاس و حجره‌های محل سکونت، انبار و کارگاه و اصطبل هم داشت. 

اما مسجد و مدرسه اسلامی با نظرگاه دیگری شکل گرفت. در اسلام رهبانیت نیست؛ معنویات و اخلاقیات با زندگی طبیعی و متعادل انسانی آمیخته است. بنابراین فضای آموزشی‌ای که به مدرسه معروف است بیشتر از مَدرَس‌، حجره‌، شبستان‌، ایوان‌ و کتابخانه تشکیل شده و دانش‌پژوهی، مبادله علم، مباحثه و تعلیم در آن بسیار اهمیت دارد. بدیهی است اگر مدرسه‌ در کنار مسجد نبود، فضاهای چندمنظوره برای ادای فرایض دینی نیز احداث می‌شد. از مثالهای برجسته موجود در تهران مدرسه عالی سپهسالار زمان قاجار را که امروز مدرسه شهید مطهری نام دارد و مسجد سیّد اصفهان را که معماری درخشان و  نوآوری‌های بسیار دارد، می شود نام برد.

در شهر استانبول بر فراز تپه‌های مهم این شهر، یک مجموعه زیبای مسجد، مدرسه و کاروانسرا احداث کرده‌اند. در این مجموعه، کاروانسرا فقط نقش درآمدزایی دارد و برای تامین هزینه‌ها‌ی آموزش، به مجموعه اضافه شده است. این در مورد موقوفات مربوط به مدارس ایران هم دیده می‌شود. 

با توجه به چگونگی‌ آموزش قدیم و تعداد دانش‌پژوهان و استادان و طلاب، فضاها به‌طور بسیار منظم و چندمنظوره ساخته می‌شدند. فضای اصلی که معمولاً بزرگترین فضای یکپارچه و بدون ستون است، برای برپایی نماز و وعظ و خطابه و آموزش به تعداد زیادی از طلاب به کار می‌رفت. ساخت چنین فضایی از نظر فنی به مهارت و ابتکارات ساختمانی نیاز داشت. فضای به این بزرگی را فقط می‌شد با گنبد پوشش داد. استفاده از این نوآوری و مهارت فنی، خود به خود به یک نشانه معنوی و علامت دینی تبدیل شد و به همراه مأذنه‌ها و مناره‌ها مجموعه‌ای شاخص و زیبا را پدید آورد. مشابه این تبدیل شکل فنی بنا را در گنبد و برج‌های ناقوس کلیسای مسیحی می‌توان دید که روبروی هم و در جناح‌های شرقی و غربی فضاهای اصلی ایوان‌ها احداث می‌شدند.

ایوان در ساعتهای مختلف روز و در فصلهای متفاوت مکان مناسبی برای تدریس و مباحثه بود. شبستان و حجره‌، عنصرهای مکمل مجموعه بودند که برای تعلیم و تربیت و اقامت ساخته می‌شدند. این مجموعه عناصر در اطراف یک حیاط مرکزی قرار می‌گرفتند. این حیاط مرکزی نیز پدیده فنی بسیار ابتکاری بود که مقاصد بسیاری را برآورده می‌کرد و در ذهن و روح ایرانیان نشانه معنوی نور و عروج و آمدن آسمان به زمین بود. کارکردهای حیاط مرکزی عبارت بودند از: رساندن نور و هوا به فضاهای مسقف، تأمین دسترسی به اجزای ساختمان، استفاده از آفتاب و گرما و خنکی سایه در فصلهای متفاوت و ساعتهای مختلف روز با استفاده مناسب از هر ضلع حیاط در هر فصل یا ساعت روز. از دیگر کارکردهای آن ایجاد یک فضای محدود به وسیله ساختمان‌ها بود که اشراف، محرمیت، آرامش و کارکردهای اختصاصی بنا را تأمین می‌کرد.

تمام این فضاها در طول زمان صیقل خوردند و ساده شدند و هر یک به یک الگوی فضایی با اندازه مناسب تبدیل شدند. استفاده‌کنندگان نیازهای خود را در این فضاها تامین می‌کردند. فضاهای منظم، خوانا و هندسی هم امکانات فنی و تزئینی درخشانی فراهم می‌آوردند و هم ما را مجبور به تبعیت از خود می‌نمودند و نیازهای مهارنشدنی ما را منظم و دسته‌بندی می‌کردند. ما با تابعیت از هندسه و نظم فضاها، نیاز و میل و هدف خود را منظم و دسته‌بندی می‌کردیم. نوعی قناعت همراه با مقدورات و صرف‌نظر کردن از امیال را در سکوت و آرامش به ما تعلیم می‌دادند. اگر فضاهای معماری زیبا و آرامبخش می‌خواهیم باید ادب فضا را رعایت کنیم، منظم باشیم و اهل قناعت.

اما زندگی در تغییر است. گذشته را نمی‌توان بدون دخل و تصرف تکرار کرد. اگر اصول ماندگارند، مصادیق می‌توانند متفاوت باشند. تقلید بدون فکر از میراث مادی و معنوی گذشتگان در زمانه‌ای که بسیاری از عملکردهای زندگی جدید بر ما حاکم است کاری است نه مفید و نه ممکن. راه‌حل این تعارض این است که اصول ماندگار را رعایت و مصادیق جدیدی در سازگاری با آن اصول خلق کنیم. گذشتگان سهم خود را به خوبی ادا کرده‌اند و ما باید برای خلق مصادیقی سازگار با وضع امروز کوشش کنیم. امروز آموزش دانشگاهی در آموزش علوم دقیق، امکانات خاص خود را دارد که خارج از موضوع این بحث است. حال ممکن است مطرح شود، علومی که ما در مدارس علمیه امروز تدریس می‌کنیم، چندان متفاوت از گذشته نیست. بله، ولی باید در نظر داشت که نحوه تدریس، نحوه تحقیق و کاربرد وسایل جدید آموزشی و از همه مهمتر تعداد طلاب و استادان و نحوه مدیریت آنها اصولاً به روشهای امروزی نزدیک‌تر است و برای یک عملکرد صحیح، فضاهای جدیدی را طلب می‌کند.

ما باید فضای اداری درخور و فضای آموزشی جدید با وسایل جدید داشته باشیم. نحوه اقامت و غذاخوردن ما تغییر کرده است؛ اما این مسائل در پرتو اصول ماندگاری که قدیم و جدید ندارد، می‌تواند به شکل واقعی و غیرتقلیدی خود دست یابد. 

هنوز می‌‌شود از بناهایی که در اطراف یک حیاط مرکزی ساخته شده‌اند سود برد. اندازه متنوع کلاس‌ها را می‌توان به تعداد محدودی از فضاهای هندسی کاهش داد تا نظم و یکدستی مجموعه بهتر تأمین شود. برای دسترسی به فضاها در اقلیم ایران می‌شود با تلفیق مناسبی از ارتباط خارجی با کمک حیاط مرکزی و ارتباط داخلی کوتاه و کم‌حجم استفاده کرد. و به ‌این ترتیب از فضاهای مشاع و مفصل هال و راهرو، پرهیز کرد تا حیاط مرکزی نه تنها فضایی آرمانی بلکه یک فضای کارکردی فعال باشد و عملکرد قوی و فنی‌اش آن را به کارکرد نشانه‌ای تبدیل کند و نه به یک تقلید ناقص از کار گذشتگان. معماران بزرگی در جهان توانسته‌اند تعارضات بسیار مهم و مشکل فرهنگی و تمدنی خود را در قالب آثار جدید حل کنند. ساده کردن و الگویی کردن فضاهای متنوع، تبدیل آن را به هندسه‌ای مناسب آسان می‌کند.

آیا اندازه، نحوه مدیریت و مکان‌یابی حوزه‌ها به مطالعه و طرحهایی هدفمند و برنامه‌ریزی شده نیاز دارد؟ و آیا این مطالعه در شکل کالبدی این مراکز تأثیر دارد؟

بدون تردید هر اثر معماری و هر ساختمان ارزشمندی علاوه بر برخورداری از پشتوانه‌های نظری و معنوی باید از عملکردی قوی و برنامه‌ و هدفی کاملاً مطالعه شده بهره‌مند باشد. آن‌چه در هر اثر معماری در وهله اول به چشم می‌آید و مورد قضاوت قرار می‌گیرد، مفید بودن آن است. یکی از کلیدی‌ترین عوامل سازنده هر بنا، مقیاس است و مقیاس تعابیر گوناگونی دارد. فضای یک ساختمان به تعداد استفاده‌کنندگان آن بستگی دارد. کم و زیاد شدن تعداد استفاده‌کنندگان نه تنها باعث کوچک و بزرگ شدن ساختمان بلکه باعث تغییرات کیفی بسیاری می‌شود. برای مثال اگر ساختمان برای تعداد زیادی استفاده‌کننده در نظر گرفته شود و اندازه محدود زمین شهری جوابگوی آن نباشد، ناچار باید ساختمان را با طبقات زیادتر ساخت. در سنت نمی‌توان سابقه‌ای از این‌گونه بنا یافت. پس نیاز به راه‌حلهای جدید دارد. اندازه استفاده‌کنندگان، نحوه مدیریت مجموعه‌ها را دگرگون می‌‌سازد؛ بنابراین فضاها و مکانهای جدیدی به مجموعه اضافه می‌کند و همه اینها در کالبد ساختمان اثرات مهمی می‌گذارد. 

انتخاب اندازه در پایداری و عمر فضاها نیز اثر می‌گذارد. اگر فضاها برای جمعیت کوچک باشد، تراکم باعث اختلال عملکرد می‌شود و اگر تعداد استفاده‌کنندگان کم و فضا بیش از اندازه باشد، آن ساختمان عمر کوتاهی خواهد داشت. لزوم یک مطالعه جامع برای توزیع استفاده‌کنندگان، امر مهمی ‌است که در بخش برنامه‌ریزی باید مورد بحث قرار گیرد و متخصصان برنامه‌ریزی آموزش و اقتصادی و اجتماعی، آن را بررسی کنند و بعد از آن معمار و طراح، با در نظر داشتن ظرفیتها و عملکردها، اقدام به طراحی نماید.

مطالعات جمعیتی، نحوه آموزش و مشخصات اجتماعی استفاده‌کنندگان بسیار مهم است و پایه و اصول طراحی صحیح را شکل می‌دهد و آن را هدایت می‌کند.

مکان‌یابی مراکز علمی نیز موضوع مهم دیگری است. باید توجه داشت که برنامه‌ریزی و کار منظم وقتی لازم است که رشد طبیعی و آرام و همه‌جانبه جوامع به دلایل مختلف از نظر کمّی شتاب بگیرند و اهدافی بر آنها تحمیل شود. یعنی هم در زمان محدودی حوادث زیادی برای تعداد زیادی از افراد اتفاق افتد و هم عده‌ای به ناچار برای جلوگیری از عواقب ناخواسته مجبور به دخالت شوند. امروز اکثر شئون دنیای پیشرفته جدید این‌گونه است و از خودجوشی طبیعی تمدنهای گذشته خبری نیست. امروز ما خواستار همه منافعیم و از ضرر اجتناب می‌کنیم. از طرفی منابع بسیار محدود است و متقاضیان بسیار زیاد؛ بنابراین بدون مقدمات و برنامه‌ریزی، اصولاً هیچ کاری شانس موفق شدن و ماندگاری ندارد و اگر نمونه‌‌ای از این قاعده کلی تبعیت نمی‌کند، به صورت تصادفی به خوش‌اقبالی دست نمی‌یابد. مطالعه عوامل قبل از طراحی به اندازه خود طراحی مهم و سرنوشت‌ساز است. اصولاً جامعه جدید به سبب تغییر مقیاس جمعیتی و تعدد عواملی که در کارند، از چنان پیچیدگی‌ای برخوردار است که دیگر نمی‌توان تنها با ظرفیتهای مشخص و با کمک استعداد پراکنده‌ مسائل را حل کرد؛ بلکه اقدامات روشمند و برنامه‌ریزی لازم است. نظام آموزشی از هر نوع که باشد، یکی از حوزه‌هایی است که اولاً سرنوشت افراد و جامعه را تعیین می‌کند و ثانیاً تاثیرات گسترده‌ای در همه شئون اجتماع دارد. بدون برخورد عقلایی با آنها و جدی نگرفتن آموزش، نسلی از مهندسان، سرکارگران، کارگران، مدیران و دست‌اندرکاران صنعت ساختمان پدید می‌آیند که دانش کافی ندارند و نمی‌توانند کارهای ماندگار و بادوام انجام دهند. وجود استادکاران و معماران باتجربه قدیمی در گذشته، شاهد این مدعاست. 

همچنین مرجع پاسخگویی در مورد کار ساختمان‌سازی وجود ندارد؛ خریدار باید از ساختمان مطمئن باشد. در حال حاضر ساختمان کالایی است که هر کسی به هر کیفیتی آن را تولید می‌کند و خریدار ناچار آن را می‌خرد. در حالی‌که اگر به طور مثال بیمه ساختمان اجباری باشد، و در هر مرحله از کار ساختمان مجبور به داشتن بیمه باشد، کارشناسان خبره شرکت بیمه همه مراحل را به دقت بازرسی می‌کند و در این مورد احتیاج به جریمه و قانون نیست؛ زیرا منافع و مصالح شرکت‌های بیمه ایجاب می‌کند که تقلبی در کار نباشد.

عواملی مانند سودجویی، سهل‌انگاری، تفاوت قائل نشدن بین یک اثر ماندگار و بادوام با یک اثر مبتذل، اجازه دخالت به غیرمتخصصان، حذف مراحل لازم و به اصطلاح میان‌بُر زدن، به کار بردن مواد نامناسب و به‌طور کلی بدون برنامه و ساز‌و‌کار منظم کار کردن، باعث می‌شود یک بنای ماندگار و بادوام ساخته نشود.

چند سال پیش حین بازدید و گردش در شهر توکیو، به ساختمان‌هایی برخوردم که از نظر جزئیات و طراحی به ساختمان‌های تهران شباهت داشتند. آنها که به معماری گذشته و به آثار ژاپن اشراف دارند می‌دانند که فن معماری در آن کشور، هم گذشته درخشانی دارد و هم امروز یکی از مکاتب پیشرفته معماری جهان است. شگفت زده از معمار ژاپنی پرسیدم، مگر شما هم از این ساختمان‌ها می‌سازید؟ پاسخ داد؛ اینها باقیمانده ساختمان‌های قبل از جنگ هستند. بعد از جنگ در جریان بازسازی، شرکتهای معروف و بزرگ جهانی فن ساخت و ساز جدید و نحوه کار و مدیریت ساختمان‌سازی را در ژاپن اعمال کردند. ما از آنها یاد گرفتیم، بعد خودمان آن‌چنان آن را توسعه دادیم که اکنون جزو پیشروان این مکتب هستیم.

یادداشت

فضای آموزش دینی و مسأله‌ معماری

ساختمان‌های آموزشی یعنی بناهایی که کار تعلیم و تعلم و تحقیقات علمی در آنها انجام می‌شد، در تاریخ تمدن اهمیت ویژه‌ای داشته‌اند.

۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۰

حوزه‌های علمیه خواهران راه تربیت نسل‌هایی عالم آگاه و روشنگر

در هیچ جای دنیا، نهاد و تشکلی مانند حوزه علمیه خواهران وجود ندارد که با دقت و حساسیت و در چنین سطح وسیعی به مساله تربیت زنان بپردازد.

۳۰ دی ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۸

دست یافتن به انتخاب احسن

می‌خواهی خودت را تکثیر کنی، جوانه بزنی، ثمر بدهی و زندگی جدیدی را آغاز کنی و اصلاً نمیری و عمر جاودانه پیدا کنی؟

۳۰ دی ۱۳۹۵ - ۲۲:۱

وجود حوزه علمیه خواهران ارج نهادن به مقام زن است

حوزه‌های علمیه خواهران در طول زندگی بیست ساله‌‌اش سبب شده حرکتی نوین در عرصه حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شکل بگیرد.

۳۰ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۴۸