تخریب بنیان‌های خیر در سریال‌های نمایش خانگی

10:002600

دکتر اشکان تقیپور، عضو هیات مدیره مجمع خیرین کشور در یادداشتی به هجمه وسیع سریالهای «ملکه گدایان»، «دراکولا»، «مردم معمولی» و «سیاوش» که به خیرین و مجامع خیری توهینهای ناجوانمردانهای روا میدارند، پرداخت. او از اینکه سازندگان این سریالها خواسته یا ناخواسته به بخشی از سیلی بدل گشتهاند که بنیانهای مستحکم اقدامات نیک خیرین را هدف قرار داده، انتقاد کرد و از ناظران آثار هنری سمعی و بصری خواست برای ساخت آثاری با این حساسیت اجتماعی، تهیه کنندگان را به وجود پیوستهای پژوهشی حوزهی آسیب اجتماعی در آثارشان ملزم نمایند.

در این یادداشت آمده است: بهناگاه چهار، پنج سریال پر بینندهی شبکه خانگی شاید با خیالی از پیش تعریف شده یا در خوشبینانهترین حالت تصادفی به شکل شگفتآوری هماهنگ، هجمهای آنچنان سنگین به روند انجام کار خیر در خیریهها، مجامع خیری و خیرین وارد میکنند که برق از سرهایمان میپرد!

جایهایی کودکان خیابانی و خرید و فروش نوزاد و موارد اینچنینی به گونهای بولد میشود و نشانههایی واضح حتی با اشاره مستقیم به «نام» منتشر می‌‌شود که گویی آنان که مراکز شبهخانواده و خانههای کودکان و نوجوانان شبانهروزی را با خون دل اداره میکنند تا کودکی درد آسیب بی سرپرستی یا نداشتن سرپرست موثر را  نبیند و آیندهای نیک پیش رو داشته باشد یا آن دیگری که با پول خُردهای مردم بسیاری که از اعتبارِ راستی و صداقتِ یک عمر پاک دستی خود اندوخته است، شیرخوارگاهی میسازد یا آن دیگرانی که در دورترین مناطق مرزپرگهر به عشق فرزندان ایران زمین آجر به آجر و خشت بر خشت  مدرسه میسازند و در بحران کرونا و خارج از آن بیمارستان و خانه بهداشت را خانهی امن هممیهن کمدرآمدِ بیمار خود میکنند، یکسره اهل پولشویی و ریاکارانیاند؛ که کار خیر را پوشش دزدی و جنایات خود کردهاند.

از سخن استاد زبان و ادبیات خود آقای دکتر مجتبی رحماندوست وام میگیرم که درست است «ادبیات داستانی و زایش داستان از خروج ریتم عادی یک فرآیند عادی روزانه شروع می شود.» اما بنده میپندارم اینچنین خروجی بیشتر به سیل ویرانگر در حوزهی آسیب اجتماعی میماند. قطعا رسالت هنر, نقد است و نقد اجتماعی از اَهَمِ نقدها؛ اما تعجب زمانی افزونتر میشود که افرادی چون مهران مدیری و رامبد جوان در حوزهی ساخت سریال های شبکه خانگی با سبقهی نیکو و حکم متقدمین نسل جدید در فرهنگ نوی خیرورزی هستند، خواسته یا ناخواسته به بخشی از این سیل بدل می شوند که در این نقدهای کوبندهی آسیبهای خیریهها کفهی انصافشان حداقل در این روزها  بسیار بسیار سبک است.

هنوز حدود ۱۶ سال پیش را به نیکی در خاطر دارم که در قهوه خانهی آذریِ سنتی میدان راه آهن جشنی در حمایت و تقدیر از نوجوانان و جوانان نخبه اما کمبرخوردار کشور بر پا کردیم. رامبد جوان تک ستارهی دوست داشتنی و جذابِ جوان مهمانِ مهربان ما بود. به یاد دارم که آن شب  یک به یک نخبگان عزیزمان که با سختی درس خوانده و موفق شده بودند از تواضع و همراهی رامبد با آنها بسیار شادمان بودند. حضور پر از انرژی همیشگی و نگاه عاشقانه و شوخی های دوستانه او برای این نوجوانان و جوانان لحظاتی زیبا و خاطراتی فراموش نشدنی را رقم زد. قطعا این لحظات برای  یک به یک خیرین مهمان و دخیل در موفقیت این عزیزان دانش آموز و دانشجو  نیز به یادماندنی شد.

هنوز خوب به  یاد دارم که دوست و برادر عزیزم یوسف اصلانی با دعوت به خندوانه با غرور و توکل همیشگی اش زبان به ابرازِ دردِ خود و بسیاری از عاشقان کودکان و نوجوانان کرامتمند و بزرگوار که از بد روزگار  کمبرخوردارند گشود و غمِ نگاه نادرست فرهنگیِ برخی را به کودکان و نوجوانان دارای معلولیت و کمبرخوردار  برشمرد. ثمرهی آن برنامه جاری شدن سیل محبت مردم از دریچهی اطلاع رسانی خندوانهی رامبد جوان به سوی بسیاری کودک و نوجوان دارای معلولیت و قطعا قطعیت بیشتر یوسف اصلانی و بسیاری مانند او در توکل و تلاش در این  مسیر سخت و زیبای یاری به مردم دردمند شد.

مهران مدیری و هفت، هشتاد و بسیاری از همراهان او از دیرباز تاکنون همچنان در حوزهی خیرورزی دست به خیرند و به لبخند کودکان و نوجوانان و بهبود بیماران اهمیت میدهند.

هنرمندان و ورزشکاران دیگر نیز  که بسیاری مانند پرویزخان پرستویی و رسول خادم، پهلوانوَش خود چنان آستین بالازدهاند که انگیزه شدهاند برای بسیاری به کنار که صحبت از عاشقیهایشان در این مقال نمیگنجد.

قطعا تردیدی در سواستفاده معدود افراد سودجو با مطامع اقتصادی از نام خَیِر و خیریه و جرم و تخلف در این حوزه همانند بسیاری حوزه های دیگر نیست اما آنچه مسلم است اینگونه یکسویه و احتمالا بی حداقل پیوستهای پژوهشی دربارهی آسیب های اجتماعی بی مصاحبه و اندک گفتمانِ آگاهی بخش پیش از تولید با مجامع خیرین، خیریه های شناسنامه دار و شناخته شده در یکایک شاخه های این حوزهی حساس اجتماعی است که بسیار  مذموم و نکوهیده است.

قطعا بخش بزرگی از  گناه سلب اعتماد عمومی و کاهش سرمایه اجتماعی نسبت به خیریه های غیردولتی فراوان پاکدست و خیرین بزرگوار و کم شدن انگیزه ها در مشارکت خُرد و کلان در مدرسه سازی و دیگر حوزه های مشارکت عمومی که دودش یکجا بر چَشمان بی گناه و معصوم کودکان و نوجوانان کمبرخوردار، بیماران کم درآمد و مددجویان می رود بر گردن گسترش فراوان این نوع نگاه است.

از آنجا که خود را محق قضاوت نمی بینم و آنچه گفتم مبتنی بر نظارت و گفتگوهای چند هفتهی پیش با عزیزان خَیِر این حوزه بود، امیدوارم این هجمهی همهجانبه به این حوزهی حساس، با تدبیر همین بزرگواران و اطمینان به آمادگی تعامل و همراهی مجمع خیرین کشور و یقینا بسیاری از خیریه های معتبر  و مجامع خیری و خیرین  برای جبران این آسیب و از سوی دیگر نشان دادن آن روی وزین تر خدمت رسانی این شبکه بزرگ خیرین به شکل  پژوهش محور، واقع بینانه و منصفانه صورت پذیرد

از ناظران آثار هنری سمعی و بصری با اقبال بالای عمومی  نیز انتظار می رود برای ساخت آثاری با این حساسیت اجتماعی مواردی همچون توازن در بیان خدمات و صدمات و همچنین الزام تهیه کنندگان به وجود پیوست های پژوهشی مورد تایید نهادهای متولی، شناخته شده و آکادمیک حوزهی آسیب اجتماعی و توسعه اجتماعی دقتی بیش از پیش را فرا روی خویش قرار دهند.    

دکتر اشکان تقی پور

کارشناس ارشد فرهنگ و زبان های باستانی

عضو هیئت مدیره مجمع خیرین کشور

منبع
روابط عمومی مجمع خیرین کشور
لینک کوتاه
https://mkhk.ir /?p=2700

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند